تمامی مطالب مطابق قوانین جمهوری اسلامی ایران میباشد.درصورت مغایرت از گزارش پست استفاده کنید.

جستجو

تبلیغات


    متن خاطره :

    آیت الله بهاء‌الدینی با ورود به جلسه فرمودند: در بینِ شما یکی از سربازانِ امام زمانعجل الله تعالی فرجه الشریف هست و به زودی از میانِ شما می‌رود. بعد‌ها وقتی جلالِ افشار شهید شد، عکسش رو بردند خدمت آیت الله بهاء الدینی، ایشان بی‌اختیار گریه کردند، بطوریکه اشکهایشان از گونه سرازیر می‌شد و رویِ عکس جلال می‌افتاد و بعد فرمودند: امام زمانعجل الله تعالی فرجه الشریف از من یک سرباز می‌خواستند، من هم آقای جلال افشار را معرفی کردم... اشک من اشک شوق است

    خاطره ای از زندگی روحانی شهید جلال افشار
    منبع: کتاب شاهدان روحانی، صفحه 27

    https://telegram.me/joinchat/BzCiHzvEfD9t5fMq9BljtA


    این مطلب تا کنون بار بازدید شده است.
    ارسال شده در تاریخ پنجشنبه 11 دي 1348 [ گزارش پست ]
    منبع
    برچسب ها : الله ,جلال ,الشریف ,تعالی ,امام ,فرجه ,فرجه الشریف ,تعالی فرجه ,الله تعالی ,زمانعجل الله ,امام زمانعجل ,

تبلیغات


    Ads1

پربازدیدترین مطالب

آمار امروز چهار شنبه 3 خرداد 1396

تبلیغات

ads2

تبلیغات

ads3

آخرین کلمات جستجو شده

تگ های برتر